ابن خلدون ( مترجم : آيتى )
305
تاريخ ابن خلدون ( فارسي )
به اقطاع داد . اين واقعه در ماه محرم سال 504 بود . هشت روز پس از تصرف طرابلس ، كشتيهاى مصرى با آذوقهء بسيار برسيدند و در سواحل صور پهلو گرفتند و در همهء آن نواحى چون صور و صيدا و بيروت غله پخش شد . در ماه ربيع الآخر سال 504 فرنگان بر صيدا مستولى شدند . بدين قرار كه شصت كشتى از سوى فرنگان پر از مردان و ذخاير برسيد . چند تن از ملوكشان نيز در آن كشتيها بودند . اينان به قصد زيارت و غزا آمده بودند . اين مردان به بالدوين صاحب قدس پيوستند و صيدا را از دريا و خشكى در محاصره گرفتند . ناوگان مصرى را هم ياراى مدد رساندن به مردم نبود . آنگاه با برجهاى چوبى كه بر آنها ورقههايى از فلز كوبيده بودند به شهر حمله كردند . مردم صيدا را بيم آن بود كه مبادا بر آنان نيز همان آيد كه بر سر مردم بيروت . از اين رو امان خواستند . فرنگان در ماه جمادى الأولى ايشان را امان دادند . جمعى از ايشان پس از چهل و هفت روز محاصره خود را به دمشق رسانيدند و خلق كثيرى هم در تحت همان امان كه داده بودند در شهر ماندند و بالدوين به قدس بازگرديد . استيلاى مردم مصر بر عسقلان عسقلان از آن خلفاى علوى مصر بود و ما پيش از اين از نبردهاى فرنگان با سپاهيان مصر بر سر عسقلان سخن گفتهايم . آخرين كسى كه از مصريان در آنجا به شهادت رسيد - چنان كه آورديم - نايب آن جمال الملك بود . خليفه الآمر به احكام اللّه ، مردى به نام شمس الخلافه را بر عسقلان امارت داد . بالدوين پادشاه قدس نزد او پيام و هدايا و تحف فرستاد و تا او را بر ضد خليفهء علوى مصر برانگيزد و از فرمان او سر برتابد . الافضل امير الجيوش در سال 504 لشكرى به سردارى يكى از اميران بر سر او فرستاد . اين امير چنان وانمود كه به غزاى فرنگان مىرود ولى دستور دستگيرى شمس الخلافه را داشت و خود مىبايست جانشين او گردد . شمس الخلافه از اين قصد خبر يافت و عصيان خود علنى ساخت و آن گروه از لشكريان مصر را كه در خدمت او بودند از بيم عصيان ايشان از خدمت براند . امير مصرى را بيم آن بود كه شمس الخلافه عسقلان را به فرنگان تسليم كند ، اين بود كه نزد او كس فرستاد و دلداريش داد و او را در مقامش ابقاء نمود . چون شمس الخلافه سپاهيان مصرى را براند جماعتى از ارمنها را به خدمت گرفت مردم شهر از اين عمل به وحشت افتادند و بر او بشوريدند و كشتندش . آنگاه نزد اميرى كه از سوى الافضل امير الجيوش آمده بود كس فرستادند و اظهار فرمانبردارى نمودند . پس از سوى مصر واليى به عسقلان آمد و كارهاى مردم سامان گرفت .